آموزش نقاشی و طراحی

۱۰ باور غلط که از پیشرفت روند طراحی جلوگیری خواهد نمود

۱۰ باور غلط که از پیشرفت روند طراحی جلوگیری خواهد نمود

آموزش نقاشی و طراحی

۱۰ باور غلط که از پیشرفت روند طراحی جلوگیری خواهد نمود

طراحی مهارتی جذاب است.
ایده ها به واسطه ی طراحی در معرض نمایش قرار می گیرند
و می توان آنها را به وسیله ی اشکال و رنگ های ایجاد شده با ابزاری ساده به دیگران نشان داد.
به همین خاطر است که افراد بسیاری به یادگیری طراحی علاقه مند می شوند.
اما متاسفانه، برخی مواقع دستیابی به چنین مهارتی غیرممکن به نظر می رسد.

در این مقاله خواهید آموخت که گرچه طراحی مهارتی دشوار است،
اما این قدرت ذهن انسان است که دستیابی به موفقیت را دشوارتر می سازد.
این موانع ذهنی قدرت یادگیری را کاهش داده و در افراد محدودیت ایجاد می کنند.

۱. طراحی مهارتی فردی و ساده است

این جمله که « من نمی توانم طراحی کنم» گول زننده است.
اغلب مردم در طراحی اشیا به آن شکل که به واقعیت نزدیکتر باشد، مهارت ندارند
و از این جهت این عدم مهارت را به حساب عدم توانایی در طراحی به صورت کلی نهاده و از ادامه ی راه منصرف می شوند که در این صورت تلاشی برای یادگیری انجام نمی گیرد.

اما این عقیده از کجا نشات می گیرد؟ در زمان کودکی همه ی ما قادر به طراحی بودیم.
البته شاید تا هنگامی که سایر کودکان مهارت بیشتری کسب نکرده بودند.
با ملاک های واقع گرایانه بودن یک طراحی آشنا شدیم و آنها را با طراحی های خود مقایسه نمودیم،
اما شباهتی نداشتند؛ پس بنابراین از تلاش دست کشیده و به این نتیجه رسیدیم که مهارت طراحی نداریم.

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

این جمله به کمتر بودن مهارت اشاره دارد، درست مثل وقتی که می گوییم « من نمی توانم آشپزی کنم» که یعنی « نمی توانم خوب آشپزی کنم»،
و با جملات « شنا کردن بلد نیستم» و « شطرنج بلد نیستم» متفاوت است.

تخصص های بسیاری برای هر مهارت وجود دارد.
اول اینکه میان ۰ « نمی توانم» و ۱ « کمی بلدم» تفاوت زیادی نهفته است.
همینطور سطوح دیگر، که رسیدن به هر یک از این سطوح سخت تر از سطح قبل است.
اگر ۱۰ را عالیترین سطح بدانیم، که دستیابی به آن مثل سرعت نور غیرممکن است،
هنوز هم می توانید ادامه دهید، اما هر چه جلوتر می روید، آهسته تر خواهید بود.

نکته ی عجیب این است که بیشتر مردم تنها دو سطح برای طراحی قائل هستند،
یا سطح ۰ ( نمی توانم) و یا سطح ۱۰ ( بسیار حرفه ای هستم).
اگر شما طراحی فردی را دوست داشته باشید، یعنی می تواند طراحی کند
و برعکس اگر دوست نداشته باشید، یعنی نمی تواند.
گرچه عقیده ی ساده ایست اما همین رویای شما در خصوص نقاشی را بر هم خواهد زد.
چطور می توان فضای خالی میان این دو سطح را با یک پرش طی نمود؟

اما حقیقت این است که طراحی نیز مانند آشپزی سطوح مختلفی دارد.
سطح ۰ برای فردی در نظر گرفته می شود که توانایی به دست گرفتن قلم و ایجاد خطوط را بر روی کاغذ ندارد.
اگر شما قادر به انجام این کار هستید یعنی حداقل در سطح ۱ قرار دارید.
توجه داشته باشید که این عقیده ی شخصی است و بر پایه ی تحقیقات علمی قرار ندارد.
با توجه به تعریف شما از « مهارت طراحی» این عقیده قابل تغییر است.

۱. قلم را به دست گرفته و خطوط رسم می کنید.

۲. برخی اشکال ساده ی هندسی را رسم می کنید، اما کنترل کامل بر روی نداشته و به صورت کامل شکل نمیگیرند.
می توانید خطوط یک نقاشی را تقلید کنید.

۳. برخی اشکال هندسی ساده را رسم می کنید.

۴. در رسم خطوط کلی تصویر و رنگ آمیزی از روی تصویر نمونه مهارت دارید.

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

۵. برخی مراجع تصویری در ذهن دارید که بدون نگاه کردن از روی آنها، می توانید طراحی کنید.

۶. می توانید از جهان حقیقی طراحی کنید و طرحی جدید از واقعیت رسم کنید ( مثلا یک حالت انسان که تا به حال ندیده اید).

۷. نه تنها خطوط بیرونی تصویر را به خوبی رسم می کنید، بلکه مهارت پایه را کسب کرده و  سایه زنی و همچنین ایجاد عمق و بافت را فراگرفته اید.

۸. طراحی شما واقع گرایانه نیست اما برای سایرین قابل تشخیص و صحیح است.

۹. طراحی تصوری شما از تصویر اصلی غیرقابل تشخیص بوده و یا شاید حتی سبک بهتری از حقیقت داشته باشد.
شما می توانید با مداد و قدرت ذهن خود دنیاها و ابعاد جدیدی با سرعت بالا خلق کنید.

۱۰. در این مرحله می توانید هر چیزی را طراحی کنید، و حتی اشیای غیرواقعی را طبیعی تر از واقعیت آن جلوه دهید.
چیز جدید دیگری برای یادگیری باقی نمانده است.

همانطور که اشاره شد، فاصله ی میان سطوح به تدریج طی خواهد شد
و این یعنی مدت زمان بیشتری برای گذر از هر سطح نیاز خواهد بود.
همچنین سطوح پایین تر راحت تر فراگرفته می شود.
طبیعتا مبتدیان(۱-۲) و مبتدیان ماهر(۳-۴) بیشتری نسبت به طراحان حرفه ای (۵-۷) وجود دارند.
افراد کمی در طراحی کهنه کار (۸-۹) بوده و هیچ هنرمند کاملی (۱۰) وجود ندارد.
افرادی که در سطح کهنه کار هستند، بقیه ی عمر خود را در این سطح می مانند.

اما چرا بیشتر مردم تنها دو سطح را مشاهده می کنند؟
به این خاطر که تشخیص طراحی مورد علاقه ی شما از طرحی که دوست ندارید قابل تشخیص است و این زمانی رخ می دهد که در طراحی مبتدی باشید.
برای تشخیص تفاوت سبک ها و اشتباهات در تصاویر زیبا باید مهارت بیشتری در طراحی دارا باشید.
مبتدیان توانایی تشخیص اشتباهات را ندارند به این خاطر که از اشتباهات طراحی آگاه نیستند.
بنابراین تنها اتفاقی که رقم می خورد یا این است که « ای کاش می توانستم به این سبک طراحی کنم» (۱۰) و « نمی توانم این چنین طراحی کنم» (۰).

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

همه ی این ها به یک تصور غلط منتهی می شود:

۲. اگر استعدادش را نداشته باشید نمی توانید طراحی کنید

قبلتر اشاره شد که فاصله ی میان مهارت ها و آموخته های یک فرد مبتدی بسیار زیاد است.
در عین حال، افرادی را می بینند که به راحتی طراحی می کنند، بنابراین شانس خود را امتحان کرده
و خطوطی رسم می کنند تا درست مانند همان افراد طراحی کنند. و این امر غیرممکن است.

در مقاله های متعددی از « استعداد» به عنوان یکی از مهمترین عوامل عدم موفقیت در طراحی یاد شده است.
زیرا از ابتدا فرد را ناامید خواهد ساخت.
وقتی فرد در طراحی خود ناموفق باشد، دست از تلاش برداشته و به این نتیجه می رسد که استعدادی در نقاشی و طراحی ندارد.

استعداد یکی از ویژگی هایی است که سبب افزایش یادگیری فرد خواهد شد.
هنرمند با استعداد در سطوح اولیه به سرعت پیشروی می کند، اما هنوز هم باید یادگیری مرحله به مرحله را بگذراند
و معمولا در سطح چهار کند می شوند، البته توجه داشته باشید که «کند شدن» در اینجا یک نکته ی مثبت به شمار می آید.
به این خاطر که تا این سطح به سرعت پیشروی کرده بودند، متوجه روند یادگیری خود نبوده و حال انتظار دارند که تا سطح ۱۰ به همین صورت طی کنند.

از سطح ۴ به بعد، روند فعال تر خواهد بود: فعالیت هایی همچون « جمع آوری کردن» و « تحلیل کردن».
هنرمند از این مرحله به بعد به تلاش بیشتری نیاز خواهد داشت و این همان دلیلی است که استعداد را یک مانع معرفی می نماید.
اگر شما از ابتدا به صورت فعال مشغول به یادگیری بودید،
این مرحله نیز مانند مراحل قبل شما را مجبور به تلاش بیشتر خواهد ساخت،
اما برای یک فرد با استعداد این مرحله مانند برخورد با یک دیوار است، البته پس از پیمودن یک سطح صاف!

آیا افراد با استعداد آغاز کار راحت تری دارند؟ بله، اما چندان نقطه ی قوتی به شمار نمی رود.
مانند این است که فرد از ۱۰۰ امتیاز لازم، حداقل ۵ امتیاز دریافت کرده باشد.
حتی اگر فردی از بدو تولد در سطح ۴ بوده باشد، باید در نظر داشت که این ۴ سطح آسانترین مراحل یادگیری بودند.
با اندکی تلاش می توانید خود را به سطح افراد با استعداد برسانید.

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

وقتی یک طراحی تنها در چند دقیقه کشیده می شود، به این معنا نیست که طراح آن با استعداد بوده باشد.
در واقع چیزی که در این چند دقیقه تماشا می کنید،
نتیجه ی سالها تجربه و تمرین است نه مزیت متولد شدن با استعداد یادگیری.
افراد با استعداد زیادی در سطح ۳ هستند که به دلیل مقایسه ی خود با افراد با مهارت، از استعداد ذاتی خود بی خبرند.

وقتی که انتظار دارید مهارت طراحی به صورت ناگهانی در اختیار شما قرار گیرد
و مسلما این اتفاق رخ نمی دهد، استعداد زیر سوال خواهد رفت.
اما طراحی چیزی به یادگیری ارتباط زیادی ندارد.
مثلا شاید صدها دست طراحی کنید اما تا زمانی که ساختار یک دست را بررسی نکنید، در آن پیشرفتی نخواهید داشت.
به جای اینکه منتظر باشید تا مهارت به سراغ شما بیاید، روند یادگیری خود را آغاز کنید.

۳. طراحی ها ممکن است درست یا غلط از آب در بیایند.

در ادامه ی موضوع استعداد این نکته قابل ذکر است که مبتدیان با طراحی چیزی خلق نمی کنند.
در واقع تنها به موضوعی فکر کرده، مداد را بر روی کاغذ به حرکت در می آورند و امیدوارند که بهترین اثر خود را بر روی کاغذ بیاورند.
به این خاطر که کنترلی بر نتیجه ی کار  ندارند، استعداد به میان آمده و «امیدوارند که اثر خوبی از آب درآید».

اما حقیقت این است که طراحی ها همانند حرف زدن و راه رفتن در ذهن شکل می گیرند
و چون به میزان کافی برای یادگیری آن تلاش کرده ایم، توجه زیادی به خود جلب نمی کنند.
سطوح اولیه ی یادگیری طراحی بر دانشی مبتنی هستند که ما از قبل آموخته ایم و به همین خاطر است که به راحتی به خاطر آورده می شوند.
مثلا نگه داشتن مداد ممکن است از مهارت نگه داشتن قاشق در دست برگرفته شده باشد.

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

هرچه مهارت طراحی افزایش یابد، طراح از واقعیات ملموس دورتر خواهد شد.
چرا باید با وجود اینکه می توانید ظاهر گربه را از تصاویر نگاه کنید، سعی می کنید آن را به خاطر بیاورید (سطح ۵)؟
چرا باید نحوه ی خم شدن زانوی پا را بررسی کنید( سطح۶) در حالیکه زانوی خودتان به خوبی از عهده ی این کار برمی آید؟
مهارت هایی که بر پایه ی این فعالیت ها قرار دارند، فرصتی برای گسترش ندارند بنابراین ذهن شما بدون کمک قادر نخواهد بود تا یک طراحی واقع گرایانه خلق کند.

هنرمندان باتجربه مهارت های بسیار پیچیده ای در ذهن خود می پرورانند.
کشیدن اندام انسانی بدون هیچ خط کمکی و راهنمایی، تنها می تواند حاصل ساعت ها کار و کسب تجربه باشد.
درست مثل هر مهارت دیگری… با تمرین مداوم و جدی به مرور زمان، کسب این نتایج غیرارادی و عادی خواهد بود.

یک مبتدی با استعداد می داند که طراحی باید به درستی انجام شود، زیرا تاکنون اینگونه بوده است.
فردی که از کودکی طراحی را آغاز کرده باشد، متوجه خواهد شد که با گذشت زمان و تجربه ی بیشتر، مهارت او نیز بیشتر خواهد شد.

مهارت های ذهنی و ارادی یعنی همان مهارت هایی که یادگیری آنها به شکل ناآگاهانه انجام می گیرند، تنها تا سطح ۴ ادامه خواهند داشت.
اگر حافظه ی قوی تری داشته باشید ممکن است تا سطح ۵ نیز به همین شکل ادامه دهید، اما در اینجا به پایان خواهد رسید.

در صورتی که واقعیت را درک نکرده باشید، نمی توانید آنها را اصلاح کنید.

هنرمندان بااستعداد و با مهارت به راحتی قابل تشخیص هستند.
هنرمند با مهارت به همه ی اسکیس های نامرتب خود علاقه مند نمی شود،
زیرا یقین دارند که توانایی تکرار طراحی خود را داشته و هر بار آن را به طرح بهتری تبدیل خواهد نمود.
اما هنرمند بااستعداد طراحی های بسیاری انجام می دهد
و اگر بر حسب اتفاق یکی از این طراحی ها به واقعیت نزدیک باشد به آن مشتاق می شود.
و چون با چگونگی شکل گیری طراحی خود آگاه نیستند، نمی توانند طراحی خود را تکرار کنند.

بدترین قسمت این ماجرا این است که چون هنرمند از چگونگی برتری طرح خود نسبت به طراحی های دیگر اطلاعی ندارد، یقینا از این طراحی چیزی یاد نخواهد گرفت.
از سوی دیگر طراحی های هنرمند با مهارت به خوبی انجام گرفته و اشتباهات در طرح های بعدی اصلاح خواهند شد.

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

اگر برخی اوقات طراحی های شما موفق است و گاهی نیست، زمان آن رسیده که چشم انداز خود را تغییر دهید.
برای هماهنگ شدن دست ها و مغز، وقت خود را هدر ندهید.
یکی از طراحی های خوب خود را با طرحی که به نظر درست انجام نگرفته، مقایسه کنید. تفاوت ها در چیست؟
از این تفاوت ها چه خواهید آموخت؟ چگونه از این آموزه ها در طراحی های بعدی استفاده می کنید؟

اگر طراحی درست نبوده، باید چرایی کار را از خود بپرسید.
چه چیزی باعث می شود تا طراحی بد باشد؟ چرا آن را دوست ندارید؟
اگر در طراحی گرگ، پاها بیش از حد بلند باشند باید پاهای گرگ حقیقی را بررسی کنید.
به حافظه متکی نباشید. اگر مهارتهای غیرارادی شما مناسبند
و چهره ای که رسم کردید، شاید به این خاطر باشد که در ذهن شما چهره به آن شکل می باشد.
اگر نیست، پس باید بتوانید از حافظه، چهره را تشریح کنید.

ذهن شما برای سالیان درگیر یادگیری طراحی بوده است، تا به شکل فعلی درآید.
برای رسیدن به سطوح بالاتر باید به ذهن خود کمک کنید.

۴. طراحی یعنی تحت تاثیر قرار دادن دیگران

آیا تحت تاثیر قرار دادن یکی از دلایل طراحی نیست؟
در کودکی، نقاشی ها فقط برای سرگرمی بوده و خیلی زود متوجه شدیم با طراحی های زیباتر تشویق و توجه دیگران را به خود جلب می کنیم
و این نکته ی مهمی است. اما اگر تحت تاثیر قرار دادن دیگران تنها دلیل طراحی برای شما باشد، خود را به زحمت انداخته اید.
آیا توان صرف ساعتها تلاش و کار را تنها برای رضایت دیگران در خود می بینید؟

گاهی رضایت ساعت ها تلاش و زحمت بر روی یک طراحی، رضایت پایان کار  با یک نظر منفی به هدر می رود،
تنها به این خاطر که یک غریبه به اندازه ی شما از نقاشی لذت نبرده باشد.
شاید بهترین کار این باشد که طراحی های خود را به کسی نشان ندهید، اما هنوز هم به امید یک نظر مثبت این کار را انجام می دهیم.

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

حتی اگر نتایج کار دیده نشوند، هنوز هم لذت یادگیری و رضایت خلق یک چیز ارزشمند هستند.
تقسیم این حس لذت با دیگران امری بدیعی است، اما اگر به یکی از انگیزه های اصلی تبدیل شود، آغاز راه خسته کننده خواهد بود.

اگر توانایی طراحی را در خود نمی بینید باید به دنبال علت آن باشید.
لیستی از انگیزه های خود تهیه کنید و از این میان، آنهایی که ارزش تلاش شما را دارند، انتخاب کنید.
یادگیری طراحی موفق آسان نیست، زمان بسیار زیادی طلب می کند
که شما می توانستید به نحو دیگری بگذرانید، پس تصمیم شما باید کاملا آگاهانه باشد.
اگر «تحسین شدن» برای شما در الویت است، شاید بهتر باشد که تمام تلاش خود را بر روی کاری که علاقه دارید متمرکز کنید،
در اینصورت موفقیت شما تحسین نیز به دنبال خواهد داشت.

۵. طراحی های خوب واقع گرایانه هستند

در بسیاری از فرهنگ ها، طراحی برای تقلید از طبیعت خلق می شده است، مشخصا هرچه واقع گرایانه تر باشد، طراحی بهتری به شمار می آید.
گرچه با اختراع دوربین، طراحی ها دیگر با طبیعت مقایسه نمی شوند بلکه این عکس ها هستند که برای رقابت انتخاب شده اند.
شاید در ظاهر تفاوتی نداشته باشند، اما دوربین ها با لنز و سخت افزارهای خود، نگرش جدیدی نسبت به چشم ها و مغز ما، به ما نشان می دهند.

عکس هایی که از یک دوربین به دست می آیند به اندازه ای واقع گرایانه هستند که ما را با صحنه ی حقیقی آشنا سازند.
چندگانه بودن جنبه های حقیقت با وجود عکس ها، موضوع چندان جالب توجهی نیست.
حتی فیلم ها نیز با تصاویر و صداها، تنها نگرش آن نیستند.
عکس ها واقعیت را این چنین نشان می دهند:

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

اما تصویر نزدیکتر به این شکل است:

نکته ی دیگر این است که انسان ها توانایی بسیاری در تشخیص الگوها دارند.
ما به تصویر کاملا دقیق و درستی از واقعیت برای تشخیص نیاز نداریم.
در حقیقت ما در طراحی از خطوط استفاده می کنیم و خطوط در جهان اطراف ما وجود ندارند.
در نقاشی از اتصال تیرگی و روشنایی برای تصور سایه روشن ها استفاده می شود.
دست ما برای ساده سازی در نقاشی باز است.

عنصر سوم نگرش، پس از لنزها و سخت افزار( مغز)، قدرت ادراک یا استنباط است.
یک عکس ممکن است توسط افراد مختلف بر حسب تجربیات و خاطرات و حتی حالات، به شیوه های متفاوت استنباط شود.
تغییر رنگ ها برخی اوقات موجب تغییر موضوع عکس از حالت شادی به غم آلود و یا داستان امیدوار کننده و ناامیدی خواهد بود.
با تغییر جریان خطوط، اندکی از واقعیات گرفته شده و احساسات به عکس تزریق می شود.

با توجه به این نکته، دلیلی برای محدود شدن در یک سبک و کپی برداری از عکس ها وجود ندارد.
روش های بسیاری برای توضیح واقعیت ها وجود دارد
و با استنباط خاص خود می توانید طراحی را با جزییات بیشتری نسبت به عکس خلق کنید.
مادامی که می توانیم از طریق طراحی پیام خود را منتقل سازیم، به تاکید بر کج روی ها نیاز نخواهیم داشت.

اگر دو طراحی سبک دار و واقع گرایانه را در کنار یکدیگر قرار دهید
و فکر کنید که نقاشی واقع گرایانه بهتر و جالب تر از نقاشی اول است، بهتر است این نکته را در نظر داشته باشید
که یک نقاشی واقع گرایانه به راحتی با کپی برداری نقطه به نقطه و یا پیکسل به پیکسل قابل اجراست
و برای خلق آن به استعداد نیاز ندارید بلکه فقط به زمان و صبر احتیاج خواهید داشت.

آیا چنین فردی هنوز یک هنرمند به حساب می آید؟ البته زحمت و تلاشی که برای این طراحی خرج شده، ارزشمند و قابل تقدیر است.
اما آیا کپی برداری از یک عکس واقعا هنر محسوب می شود؟

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

سبک سازی نه آسانتر از طراحی واقع گرایانه است
و نه شیوه ی خوبی برای افراد تنبل و بی مهارت( تا زمانی که کپی برداری از سبک فرد دیگری انجام گیرد) به حساب می آید.
البته سبک سازی روند دشوار تری دارد.
سبک سازی مانند خلق یک اثر واقع گرایانه است، چیزی در واقعیت نظیر ندارد اما هنوز می توان آنها را شناسایی نمود.

البته هنوز هم برای سبک سازی نیاز به درک واقعیات دارید.
هر سبک گونه ای تغییر یافته از واقعیت است که هر یک بر مبنای قوانین خاص خود شکل می گیرند.
اگر شما از طراحی خود راضی هستید ولی فرد دیگری از آن انتقاد کرد
و به غیر واقع گرایانه بودن آن اشاره داشت، از جمله ی « این سبک شخصی من است» استفاده نکنید.
سبک سازی آگاهانه است و اگر قصد شما یک طراحی واقع گرایانه بوده و یا ابدا قصد خاصی در آن نداشتید، به خود دروغ نگویید.

۶. اگر طراحی را بی علاقه دنبال می کنید یعنی مناسب شما نیست

این موضوع نیز با استعداد مرتبط است.
اگر سالها طراحی می کنید و طراحی های شخصی که به تازگی طراحی را آغاز نموده از شما بهتر است، لزوما به این معنی نیست که کار شما دچار اشکال شده باشد.
شاید به این معنی باشد که در طول این سالها در واقع در حال یادگیری نبوده اید.

همچنین می توان آن را با نکته ی سوم این مقاله مرتبط دانست.
اگر شما به دنبال یادگیری بر اساس طراحی باشید و طراحی شما همیشه و همیشه از یک موضوع باشد تا زمانی که بهتر و زیباتر شود، عدم نتیجه گیری موفق شما از اینجا آغاز می شود.
درست مانند زمانی که با یک ماشین در مسیرهای متفاوت و نامعلوم، به دنبال دستیابی به مقصدی هستید.

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

شاید هم تا به حال تلاشی برای یادگیری نکرده باشید.
ممکن است سوار ماشین شده باشید و وقتی خودش حرکت نکرد، شما هم از آن بیرون آمدید.
این اتفاق زمانی رخ می دهد که به قدرت استعداد اکتفا می کنید.
در چنین مواقعی تنها باید انتظارات خود را تغییر دهید.
در این مسیر باید تلاش خود را افزایش دهید، و اگر همه چیز آسان است یعنی روند یادگیری شما متوقف شده است.

یا ممکن است طراحی مسیر مناسب شما نباشد.
و شاید توانایی لازم برای طراحی را نداشته باشید.
در این مواقع می توانید رشته های هنری دیگر مانند نقاشی، مجسمه سازی و گلدوزی را انتخاب کنید.
اگر انگیزه ی شما از انتخاب طراحی تنها مورد تشویق قرار گرفتن باشد، بهتر است خود را به انجام غیرممکن ها مجبور نکنید.
طبیعتا روش های دیگری را که برای خودتان هم لذت بخش باشند را می توانید بیابید.
طراحی را به خاطر آسان بودن انتخاب نکنید، چون اصلا اینطور نیست.

۷. یک هنرمند خوب از پس طراحی هر طرحی برمی آید

این مورد نیز به نکته ی اول مرتبط است.
طراحی تنها یک مهارت نیست، بلکه رشته ای گسترده است
و از یک طرف کاریکاتوریست ها و از طرف دیگر معماران را در بر می گیرد.
خوب بودن در حرفه نیاز به تخصص دارد، با تلاش برای خوب بودن در هر چیز، تنها به نقطه ی میانی در همه چیز دست می یابید.

مهارت طراحی تا سطح پنجم به نظر متحد و هدفمند می آید.
اما زمانی که به سطح پنجم دست یافتید، باید موضوع تمرکز خود را مشخص کنید.
انسان ها، پس زمینه، ماشین ها، لباس، ساختمان یا اسلحه، از میان این ها باید یکی را انتخاب کنید
و در این صورت در هر یک از این موارد، بخشهای گوناگونی خواهید یافت.
مثلا، موجودات می توانند هیولاها و حیوانات فانتزی باشند، و یا دایناسورها، پستانداران، خزندگان، پرنده ها و همینطور گونه های مختلف موجودات، موضوعات بسیاری برای یادگیری وجود دارد.

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

با این تعریف، هدف راهی مشخص می شود.
پس از سطح ۴ باید توانایی طراحی هر چیزی را از تصویر نمونه داشته باشید،
اما اگر حقیقتا به دنبال خلق کردن باشید، باید از این مرحله آغاز کنید.
موضوع مورد علاقه ی خود را انتخاب کنید و یا شاید همان موضوعی که شما را به سمت طراحی جذب کرده بود و پس از آن تمام تلاش خود را انجام دهید.

تخصص یافتن مانند یک پرشکن عمل می کند، می توانید به اعماق نفوذ کرده و در هر بار شاخه های جدیدی کشف کنید و این روند هیچ گاه پایان نمی یابد.
می توانید امتیازهای بسیاری به یک مهارت اختصاص داده و یا آنها را بین مهارت های مختلف تقسیم کنید
و شاید به همین دلیل یک مبتدی ممکن است در طراحی حیوانات از یک متخصص در طراحی اسلحه بهتر باشد.

یک هنرمند خوب کسی نیست که می تواند هر چه را که دوست دارد طراحی کند، بلکه هر آنچه را که دوست داشته باشد یاد خواهد گرفت.
او در یادگیری مهارت دارد و می داند که انتظار چه چیز را داشته باشد و پیشرفت خود را برنامه ریزی خواهد نمود.
در هر حال بهتر است تا زمانی که به رشته ی خود کاملا اشراف نیافتید، تنها بر روی آن متمرکز باشید.
نباید از یک شاخه به شاخه ی دیگر بپرید و از طراحی اندام انسان ها به پس زمینه ها متمایل شوید، تنها به این خاطر که هنرمندان دیگر این کار را انجام می دهند.
لزوما نباید در همه ی شاخه های طراحی موفق باشید.

۸. برای موفقیت در طراحی به ابزار مخصوص نیاز دارید

دو نوع کتاب آموزش طراحی در بازار وجود دارد: طراحی صرفا برای تفریح و طراحی کاملا حرفه ای.
نوع اول مجموعه ای از راهنمایی های قدم به قدم طراحی یک موضوع خاص است که مطلب مهمی را آموزش نمی دهد.
در پایان شما یک طراحی خواهید داشت که بدون وجود این کتاب قادر نخواهید بود آن را رسم کنید.

نوع دیگر کتاب ها اندکی پیچیده تر هستند.
معمولا در فصل اول این کتاب ها توضیحات بسیاری در خصوص ابزار ارائه شده است.
نویسنده به این فکر بوده که فردی که به دنبال طراحی است
باید از ابتدای کار با انواع مدادها، پاکن ها و کاغذها و سایر اطلاعات لازم در خصوص ابزار مانند مرکب و ذغال طراحی آشنا شود.

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

شما در حالیکه مداد HB خود را به دست گرفته اید و با پاکن و کاغذ معمولی منتظر نشسته بودید، با دیدن فصل اول کتاب دچار تردید خواهید شد.
درست مانند این است که یک دستور غذایی جدید را بخواهید با مواد اشتباه امتحان کنید، طبیعتا بر نتیجه ی کار تاثیرگذار خواهد بود.

همین اتفاق زمانی تکرار خواهد شد که شما طراحی افراد دیگر با تبلت گرافیکی را ببینید و ابزاری که در اختیار دارید، تنها یک مداد باشد.
آنها می توانند از لایه های مختلف استفاده کرده و اشکالات را پاک کنند و به رنگ ها نیز دسترسی دارند.
اما با یک مداد چه مقدار از این کار را می توان انجام داد؟ و حتی اگر شما هم تبلت داشته باشید
اما این تبلت نمایشگر درونی نداشته باشد، از دیدن خطوط به هم ریخته و نامرتب کلافه خواهید شد.

هنگامی که به اسکیس های لئوناردو داوینچی دقت کنید به یک جواب قانع کننده دست خواهید یافت.
طبیعتا او به تبلت های گرافیکی دسترسی نداشته است.
پس می توان با یک مداد یا خودکار چنین طراحی هایی خلق نمود، تنها کافیست که بر یادگیری متمرکز شوید و نه ابزار.
اگر به مداد HB خود فرصت کافی دهید، حتما به نتایجی خوبی دست خواهید یافت.

مهارت های بیشماری در طراحی وجود دارد که شاید دلیلی بر ابزارهای گوناگون موجود در این حرفه باشد.
اما به این معنا نیست که حتما باید همه ی این ابزارها را در اختیار داشته باشید و بدون آنها هیچ کاری پیش نمی رود.
یکی از آسان ترین های آن را انتخاب کرده و بر روی آن تمرکز کنید.
هنگامی که در طراحی پیشرفت کردید وارد سطح ۶ می شوید و در این قسمت می توانید تکنیک های خود را افزایش دهید.
اما به خاطر داشته باشید که هیچوقت به دلیل دشواری کار، ابزار خود را تغییر ندهید.

۹. برای یادگیری طراحی پیر شده اید

طراحی عموما به شکل یک بازی کودکانه دیده می شود.
همه ی کودکان طراحی می کنند اما تنها آنهایی که استعداد طراحی دارند آن را دنبال کرده و ادامه می دهند.
اگر با این جمله هم عقیده هستید، آغاز یادگیری طراحی حتی در سن بیست سالگی هم برای شما دشوار خواهد بود. اما هنوز هم می توان امیدوار بود.

نکته ی مهم این است که حتی یک کودک با استعداد نیز از فرد بزرگسالی که طراحی را آگاهانه و مستمر یاد گرفته، بهتر نیست.
دوباره به لیست نگاه کنید، تا سطح ۴ از افرادی تشکیل شده که به صورت غیر ارادی و با تمرین کمی طراحی را بلدند، درست مثل کودکان!
و پس از این مرحله، کودک با استعداد به جای رفتن به سطح ۵ در ادامه ی یادگیری ناآگاهانه قرار می گیرد.
غیر ممکن است که این کودک بتواند بر فردی که کاملا آگاهانه طراحی را فراگرفته، برتری داشته باشد.

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

ممکن است در ابتدا دشوار به نظر آید و یا شاید لازم باشد تا با برخی مهارت های اولیه مانند در دست گرفتن قلم آشنا شوید، اما به معنای ناتوانی شما در این قضیه نیست.
درست مانند نواختن یک ساز، درست است که سخت و دشوار است اما باید همینطور باشد.

طراحی مهارتی نیست که تنها از کودکی بتوان به پرورش آن پرداخت.
به این خاطر طراحی برای جوان ترها و کودکان اختصاص داده شده که آنها وظایف و مسئولیت های کمتری دارند و در نتیجه زمان بیشتری را صرف سرگرمی می نمایند.
با افزایش سن و به دلیل نیاز به کسب درآمد، طراحی جنبه ی سرگرمی خود را از دست خواهد داد.
شاید در کارهایی مثل بسکتبال یا بازی های رایانه ای موفق نباشید، اما هنوز هم از آنها لذت می برید ولی طراحی این چنین نیست و خیلی زود از آن خسته خواهید شد.

در سنین بزرگسالی با دو گروه از افراد مواجه می شوید که به طراحی می پردازند: کودکان و بزرگسالان با استعداد.
شما در هیچ یک از این دو گروه قرار ندارید، بنابراین ناامید خواهید شد.
اما شما به این خاطر از کار طراحی دست کشیدید که پیشرفتتان متوقف شد و توقف پیشرفت نیز به این خاطر بوده است که طراحی باید آموخته شود و نه اینکه صرفا ادامه یابد.
حال که از این نکته آگاهی یافتید، بهتر است دست به کار شوید.

چنانچه در طی این سالها طراحی نکرده باشید، مهارت های شما در سطح همان دوران کودکی و یا حتی پایین تر باقی خواهد ماند.
البته مشخص است که چون در سطح مبتدی هستید، طبیعتا در آغاز ضعیف تر خواهید بود.
آرزوهای بزرگ و البته غرور سبب ایجاد این حس ناامیدی در آغاز راه خواهند شد، بنابراین بهتر است آنها را فراموش کرده و درست مثل هر مهارت دیگری به یادگیری بپردازید.
بزرگتر بودن دلیلی بر مهارت بیشتر نیست، به همین خاطر نباید از چیزی نگران بود.

مشکل دیگری که وجود دارد، کمبود زمان است.
حال که مسئولیت های بیشتری نسبت به مدرسه و تکالیف مدرسه دارید، زمان لازم جهت یادگیری طراحی در اختیار نخواهید داشت.
این قضیه در خصوص افراد مختلف متفاوت است و همه چیز به الویت ها باز می گردد.
اگر برای تماشای تلویزیون یا بازی های رایانه ای زمان کافی دارید و طراحی را در این برنامه قرار نداده اید، به این دلیل است که طراحی در الویت های شما قرار ندارد.

بنابراین چندان هم نمی توان زمان را مقصر دانست و در حقیقت کم اهمیت بودن طراحی نسبت به سرگرمی های دیگر، مشکل اصلی به شمار می رود.
گرچه این هم مشکل بزرگی نیست و تنها باید قبول داشته باشید که می توانید در طراحی پیشرفت کنید و تصمیم گیری همه ی این ها به شما بستگی دارد.

۱۰. طراحی و نقاشی مهارت های مشابهی را می طلبند

این مورد یکی از بزرگترین اشتباهات در خصوص تعریف طراحی است.
تفاوت طراحی و مجسمه سازی به طور واضح قابل مشاهده و ملموسند، اما به نظر می آید که هنرهای مسطح بر روی یک ورق کاغذ تنها نتیجه ی یک مهارت هستند.

طراحی و نقاشی با یکدیگر تفاوت دارند.
اگر در طراحی مهارت دارید و در هنرهای دیجیتال و تنظیم رنگ آن به مشکل برخوردید، به این معنا نیست که مهارت های شما در طراحی ناکافی است.
شما وارد یک رشته ی جدید شده اید و پس از سالها تجربه و طراحی های زیبا، دوباره یک مبتدی هستید و این بار در نقاشی!

آموزش نقاشی و طراحی
آموزش نقاشی و طراحی

برخی از مهارت های طراحی و نقاشی برابر هستند.
مهارت های خلق آثار در مجسمه سازی نیز کاربرد دارند.
برخی دیگر از این مهارت ها تنها در رشته ی خود کاربرد دارند، مثلا درک کردن بیشتر از نقاشی، در طراحی مفید و کاربردی است.
موضوع از این قرار است که هر هنرمندی نخواهد توانست با ابزارهای گوناگون به خلق آثار بپردازد.

اگر با مشاهده ی یک نقاشی، این فکر به ذهنتان خطور کرد که « ای کاش می توانستم مانند او نقاشی کنم»،
مثل این است که با دیدن یک کیک پز بگویید « ای کاش می توانستم مانند او آشپزی کنم»، به این خاطر که به طور دقیق نخواهید دانست.

طراحی بر خطوط مبتنی است، کوتاه یا بلند، ضخیم یا نازک، همیشه خطوط خواهند بود.
برخی اوقات این خطوط را با شیوه های گوناگون ترکیب می کنید، و این همان نکته است که در یادگیری طراحی باید از آن آگاه باشید.

این نکته در طراحی های دیجیتالی بیشتر حائز اهمیت است،
زیرا در فوتوشاپ یا سایر برنامه های مرتب، طراحی و نقاشی با یکدیگر ترکیب می شوند.
در یادگیری این مهارت ها دقت کافی داشته باشید،
زیرا برخی از این دو به چشم یک مهارت نگاه می کنند که این امر برای مبتدیان گیج کننده خواهد بود.

در روند یادگیری طراحی بهتر است رنگ ها را نادیده بگیرید.
اسکیس های شما برای زیباتر شدن به رنگ ها نیاز ندارند، پس تمرکز خود را بر روی سبک طراحی بگذارید.
از طرف دیگر، نورپردازی مهارت بسیار مهمی است و باید این بخش را در خود تقویت نمایید.
اما قانون کلی این است: عجله نکنید، ابتدا در یک مهارت تخصص یافته و سپس به سراغ سایر مهارت ها بروید.

نتیجه گیری

بزرگترین اشتباه در خصوص مفهوم طراحی که به سایر مفاهیم نادرست منجر شده، این است که طراحی مهارتی آسان است.
و به آن اندازه آسان و راحت است که کودکان هم از پس آن بر می آیند و اگر از عهده ی شما خارج است، تنها به این معناست که در آن استعداد کافی ندارید.
زمانی که این طرز فکر غلط را تغییر دهید و یادگیری طراحی را آغاز کنید، ممکن است در انتها به هدف دست یابید.
در این مسیر به طولانی بودن راه اهمیت ندهید.

این نکته نیز جالب توجه است که اجباری برای طراحی عالی وجود ندارد.
شاید هرگز یک هنرمند مشهور یا فوق العاده نشوید، اما به این معنا نیست که شکست خورده باشید.
یادگیری طراحی مادامی که از آن لذت می برید و هدف نهایی چندان اهمیتی ندارد، به خودی خود یک جایزه محسوب می شود.
اگر تا اینجا قانع نشده اید، به افرادی فکر کنید که از یادگیری وحشت دارند،
شما در سطح بالاتری نسبت به آنان قرار دارید، پس آرزوهای خود را دست کم نگرفته و به سمت سطوح بالاتر حرکت کنید.

آموزش نقاشی و طراحی
4.3/5 - (7 امتیاز)

مطالعه بیشتر در نقاشی

نقاشی با کاغذ رنگی - قابلیت و قدرت استفاده از کاغذ رنگی در نقاشی
طراحی ژست ها و حرکات
تصویر گرافیکی و تفاوت بین طراحی گرافیک و تصویرگری
9 سبک هنری برتر معاصر
21 نکته ی ارزشمند برای بهبود مهارت طراحی
آشنایی با اشتباهاتی که اکثر تصویرگران مرتکب می‌شوند
چگونه ایده خود را به صورت پروژه هنری در بیاورید
طراحی سیاه قلم پارچه
تکنیک های طراحی با مداد : ۷ نکته ی مهم
کاریکاتور
چگونه مانند نقاشان مشهور ، نقاشی پرتره بکشیم
ایجاد عمق در طراحی
چگونه شروع نقاشی را به تعویق نیندازیم ؟
انواع مداد طراحی
تصویرسازی کتاب کودک
نکاتی در خصوص طراحی با مداد زغالی و زغال
پنج نکته در طراحی فیگور انسانی
آموزش طراحی دست
9 روش ساده برای تقویت مهارت های طراحی
تصویرسازی سیاه و سفید
پرسپکتیو یک نقطه ای
نقاشی دیجیتال چیست ؟
چگونه دمای رنگ ها در نقاشی عمق و وجه ایجاد میکند ؟
هنر انتزاعی با فویل
نکات مهم در طراحی چهره : ( 6 نکته مهم طراحی چهره که از آن خبر ندارید )
عجیب ترین آثار هنری جهان را بشناسید
آشنایی با سبک نقاشی های انتزاعی
لیستی از مهارت هایی که نقاشان حتما باید داشته باشند
طراحی طبیعت بی جان
مروری بر تحلیل تاریخی هنر
آموزش نقاشی با تکه های دستمال کاغذی
آموزش نقاشی سلف پرتره
آموزش صفر تا صد طراحی سر انسان
نقاشی از سوژه های متحرک
تکنیک های نقاشی تاریخی، آشنایی با مواد و تمرین های لازم
ایجاد بازتاب در نقاشی دیجیتال
چگونه مانند ون گوگ نقاشی کنیم ؟
تکنیک های کاربردی نقاشی با مداد شمعی
آشنایی با تکنیک هیجان انگیز اسکراچ برد در تصویرسازی
تاریخچه رنگ در نقاشی